مرتضى راوندى

288

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بهاى كالاها اضافه مىكنند و بدين‌سبب ، باجها داخل قيمت اجناس مىشود ، و بالنتيجه مخارج شهرنشينان افزايش مىيابد و از مرحلهء ميانه‌روى به اسراف منتهى مىشود . » « 1 » سپس ابن خلدون متذكر مىشود كه چون تأمين مخارج روزافزون شهرنشينان از راه مشروع ممكن نيست ، مردم غالبا به فسق و بدكارى و فريبكارى دست مىزنند « شهر همچون دريايى مىشود كه امواج فرومايگى صاحبان اخلاق زشت و ناپسند در آن به جنبش درمىآيد ، و بسيارى از پرورش‌يافتگان دستگاه دولت و فرزندان ايشان كه از تربيت صحيح محروم مانده‌اند نيز در اين صفات با ديگر بدخويان شركت مىجويند . » « 2 » وى در جاى ديگر مىگويد : « ديگر از مفاسد شهرنشينى فرو رفتن در شهوات و لگام گسيختگى در آن است ، به علت آنكه تجمل‌پرستى شيوع مىيابد و در نتيجه تفنن در شهوات شكم ، از قبيل خوردنيهاى لذيذ و آشاميدنيهاى گوارا پديد مىآيد و اين گونه اعمال به فساد نوع منتهى مىشود . آنوقت كار به جايى مىكشد كه هر فرد فرزند خود را نمىشناسد ، زيرا او را بر وفق رهبرى خود نمىيابد و از اينرو ، منيهاى آميخته در رحمها سبب مىشود كه مادرها فاقد مهر طبيعى به فرزندان مىشوند ، و وظايفى را كه نسبت به آنان به عهده دارند انجام نمىدهند . در نتيجه ، كودكان هلاك مىشوند و اين وضع به انقطاع نوع منجر مىگردد . » « 3 » سپس ابن خلدون از پوشانيدن ديوارها با آب آهك سخن مىگويد و مىنويسد : پس از آنكه آب آهك را يكى دو هفته نگه مىدارند ، آهك آماده شده را روى ديوارها مىمالند . در مورد سقف‌زدن مىنويسد : « ستونهاى استوار تراشيده يا ساده روى دو ديوار اتاق مىكشند و بالاى آنها تخته‌هايى كه هم نجار آنها را تراشيده است ، ميخكوب مىكنند . آنوقت روى آنها خاك و آهك مىريزند و آنها را با كوبه درهم مىفشرند تا اجزاى خاك و آهك به‌هم درآميزد و جوش بخورد . » « 4 » در مورد تزيينات بنا ، مىنويسد كه گچكارها گچ را به ديوار مىمالند ، سپس با افزارهاى آهنى روى آن كار مىكنند كه رونق و شادابى خاصى پيدا مىكند ، و گاهى هم روى ديوار را با تكه‌هاى مرمر يا آجر يا سفال يا صدف و يا شبه آن آرايش مىدهند . پس از ساختن ، ديوارها آنقدر زيبا به نظر مىآيد كه گويى منظره‌اى از بوستان آراسته به گلهاست . از جمله هنرهايى كه در بنايى به كار مىبرند ، ساختن چاهها و حوضها براى جريان آب در منازل است كه پس از اين گونه منابع آب ، حوضخانه‌هايى مىسازند و در آنها حوضچه‌هاى بزرگى از مرمر در نهايت استوارى مىتراشند ، و در وسط آن ، فواره‌اى تعبيه مىكنند تا آب از آن جستن كند ، و از آنجا داخل حوض شود ، و اين آبها را از قنواتى كه در داخل منازل جريان دارد به حوضچه مىبرند . سپس ابن خلدون مىنويسد بنايان بايد ، كمابيش ، به علم هندسه و حساب واقف باشند تا در اضلاع و ابعاد بناهاى بزرگ اشتباه نكنند . استفاده از جراثقال ( منجنيق ) جهت حمل بارها و سنگهاى بزرگ ضرورى است . « 5 » ويل دورانت در وصف بلاد اسلامى مىنويسد : « مسافر به هرجا مىگذشت ، قبه‌هاى

--> ( 1 ) . همان . ص 736 . ( 2 ) . همان . ص 737 . ( 3 ) . همان . 739 ( به اختصار ) . ( 4 ) . همان . ص 809 . ( 5 ) . ر ك : همان . ص 811 - 809 .